صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )

15

رسالهء سه اصل ( فارسى )

اى نوش لبان چو زهر نابى بر من * وى راحت ديگران عذابى بر من پستم سازى چو دست يا بى بر من * خورشيد جهانى و نتابى بر من ( 25 ) زيرا كه از اشراق نور آفتاب احديت به دو آن نصيب رسد ، كه خفاش را از شروق نور آفتاب مىرسد ، و مانند خفاش كه طلوع شمس را موجب كورى خود مىداند ، گويد " لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمى وَ قَدْ كُنْتُ بَصِيراً " ، ندانسته‌اى كه نورى كه بدان در روز آخرت چيزها بينند نور ديگريست و آن نور معرفت پروردگارست . " قالَ كَذلِكَ أَتَتْكَ آياتُنا فَنَسِيتَها وَ كَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسى " : چنان مكن كه اگر راه حس فرو بندند * تو خويشتن را يكباره كور و كر يا بى وهم و حس و آنچت كه قوى ميگردند * گامى دو سه با تو آشنا مىگردند مغرور مشو به اين رفيقان كايشان * يك يك در راه از تو وا مىگردند ( 26 ) بسيارى از منتسبان بعلم و دانشمندى از احوال نفس و درجات